ماه: ژوئن 2016

به سوی امر مبتذل

می‌خواهم شاد باشم. هرچند شادی را امر مبتذلی حساب کنم باز هم می‌خواهم شاد باشم. شاید لازم است برای خودم تعریف کنم که شادی «نیروانا» نیست و دی‌جی‌تباست. احتمالاً باید بنشینم و حساب کنم که این شادی شامل مقادیر زیادی بی‌خیالی، حواله کردن همه چیز به چپ، خوش‌گذرانی‌های دم‌دستی و چیزهایی از این قبیل است. اینطور دیگر نه از هجمه خاطرات و عواطف حجیم و غلیظِ غلط‌کردن‌ها و گه‌خوردن‌ها خبری نیست نه از پوچی‌های بیهوده آخر شبی و قطعاً نه از سروصداهای مرموز و موزی درون سرم. دستکم اینطور خیال می‌کنم که همه این چیزهای «بد» از بین خواهند رفت. احتمالاً خرجی هم ندارد به آن صورت. شیشه مشروبی و پلنگی از منطقه پهلوان‌پرور غرب تهران! دوای دردی باید باشد این شادی!