به سوی امر مبتذل

می‌خواهم شاد باشم. هرچند شادی را امر مبتذلی حساب کنم باز هم می‌خواهم شاد باشم. شاید لازم است برای خودم تعریف کنم که شادی «نیروانا» نیست و دی‌جی‌تباست. احتمالاً باید بنشینم و حساب کنم که این شادی شامل مقادیر زیادی بی‌خیالی، حواله کردن همه چیز به چپ، خوش‌گذرانی‌های دم‌دستی و چیزهایی از این قبیل است. اینطور دیگر نه از هجمه خاطرات و عواطف حجیم و غلیظِ غلط‌کردن‌ها و گه‌خوردن‌ها خبری نیست نه از پوچی‌های بیهوده آخر شبی و قطعاً نه از سروصداهای مرموز و موزی درون سرم. دستکم اینطور خیال می‌کنم که همه این چیزهای «بد» از بین خواهند رفت. احتمالاً خرجی هم ندارد به آن صورت. شیشه مشروبی و پلنگی از منطقه پهلوان‌پرور غرب تهران! دوای دردی باید باشد این شادی!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s